فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 293
بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع ، شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع برکشد آينه از جيب افق چرخ و در آن ، بنمايد رخ گيتي به هزاران انواع در زواياي طربخانه جمشيد فلک ، ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع چنگ در غلغله آيد که کجا شد منکر ، جام در قهقهه آيد که کجا شد مناع وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگير ، که به هر حالتي اين است بهين اوضاع طره شاهد دنيي همه بند است و فريب ، عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع عمر خسرو طلب ار نفع جهان مي خواهي ، که وجوديست عطابخش کريم نفاع
مظهر لطف ازل روشني چشم امل
،
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع
تعبیر:
زندگی دو روز است. دنیا ارزش آن را ندارد که خود را گرفتار آرزوهای بیهوده کنی. دوران ناکامی تو عاقبت به سر خواهد آمد. بخت و اقبال به تو لبخند می زند. غم و اندوه را از وجود خود دور کن.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 218
در ازل هر کو به فيض دولت ارزاني بود ، تا ابد جام مرادش همدم جاني بود من همان ساعت که از مي خواستم شد توبه کار ، گفتم اين شاخ ار دهد باري پشيماني بود خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش ، همچو گل بر خرقه رنگ مي مسلماني بود بي چراغ جام در خلوت نمي يارم نشست ، زان که کنج اهل دل بايد که نوراني بود همت عالي طلب جام مرصع گو مباش ، رند را آب عنب ياقوت رماني بود گر چه بي سامان نمايد کار ما سهلش مبين ، کاندر اين کشور گدايي رشک سلطاني بود نيک نامي خواهي اي دل با بدان صحبت مدار ، خودپسندي جان من برهان ناداني بود مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر ميان ، نستدن جام مي از جانان گران جاني بود
دي عزيزي گفت حافظ مي خورد پنهان شراب
،
اي عزيز من نه عيب آن به که پنهاني بود
تعبیر:
دودلی و تردید را از خود دور کن. از همنشینان و دوستان بد دوری کن تا دچار رنج و گمراهی نشوی. آرزوهای دور و دست نیافتنی غیر از رنج و زحمت نتیجه ای ندارد. اعتدال و میانه روی را پیشه کن.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 380
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم ، که من دلشده اين ره نه به خود مي پويم در پس آينه طوطي صفتم داشته اند ، آن چه استاد ازل گفت بگو مي گويم من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست ، که از آن دست که او مي کشدم مي رويم دوستان عيب من بي دل حيران مکنيد ، گوهري دارم و صاحب نظري مي جويم گر چه با دلق ملمع مي گلگون عيب است ، مکنم عيب کز او رنگ ريا مي شويم خنده و گريه عشاق ز جايي دگر است ، مي سرايم به شب و وقت سحر مي مويم
حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوي
،
گو مکن عيب که من مشک ختن مي بويم
تعبیر:
هنوز تکلیف را با خود روشن نساخته ای و نمی دانی که چه راهی در پیش بگیری. منتظری که دیگران برای تو تصمیم بگیرند. بهتر است که درباره ی خود و اهداف خود تجدید نظر کنی تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. اراده ی خود را محکم کن.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 303
شممت روح وداد و شمت برق وصال ، بيا که بوي تو را ميرم اي نسيم شمال احاديا بجمال الحبيب قف و انزل ، که نيست صبر جميلم ز اشتياق جمال حکايت شب هجران فروگذاشته به ، به شکر آن که برافکند پرده روز وصال بيا که پرده گلريز هفت خانه چشم ، کشيده ايم به تحرير کارگاه خيال چو يار بر سر صلح است و عذر مي طلبد ، توان گذشت ز جور رقيب در همه حال بجز خيال دهان تو نيست در دل تنگ ، که کس مباد چو من در پي خيال محال
قتيل عشق تو شد حافظ غريب ولي
،
به خاک ما گذري کن که خون مات حلال
تعبیر:
پشیمانی و ندامت می تواند زندگی تو را به سوی شادی ببرد به شرط آنکه نقائص خود را به موقع بشناسی. با دوستان یکرنگ و یکدل باش.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 385
يا رب آن آهوي مشکين به ختن بازرسان ، وان سهي سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسيمي بنواز ، يعني آن جان ز تن رفته به تن بازرسان ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند ، يار مه روي مرا نيز به من بازرسان ديده ها در طلب لعل يماني خون شد ، يا رب آن کوکب رخشان به يمن بازرسان برو اي طاير ميمون همايون آثار ، پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان سخن اين است که ما بي تو نخواهيم حيات ، بشنو اي پيک خبرگير و سخن بازرسان
آن که بودي وطنش ديده حافظ يا رب
،
به مرادش ز غريبي به وطن بازرسان
تعبیر:
از دوست و مقصود خود دور مانده ای و در آرزوی دیدار او به سر می بری. به زودی مقصود تو حاصل خواهد شد و به آرزوی خود می رسی. دست از تلاش بر ندار.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 58
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر ، نهادم آينه ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد ، که چون شکنج ورق هاي غنچه تو بر توست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس ، بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدي زلف عنبرافشان را ، که باد غاليه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است ، فداي قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است ، چه جاي کلک بريده زبان بيهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت ، چرا که حال نکو در قفاي فال نکوست
نه اين زمان دل حافظ در آتش هوس است
،
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
تعبیر:
به مراد و آرزوی خود خواهی رسید زیرا همه ی هدف تو رسیدن به آمال و آرزوهایت است. غم و اندوه را از وجود خود دور کن که فایده ای برای تو ندارد.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 375
صوفي بيا که خرقه سالوس برکشيم ، وين نقش زرق را خط بطلان به سر کشيم نذر و فتوح صومعه در وجه مي نهيم ، دلق ريا به آب خرابات برکشيم فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند ، غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشيم بيرون جهيم سرخوش و از بزم صوفيان ، غارت کنيم باده و شاهد به بر کشيم عشرت کنيم ور نه به حسرت کشندمان ، روزي که رخت جان به جهاني دگر کشيم سر خدا که در تتق غيب منزويست ، مستانه اش نقاب ز رخسار برکشيم کو جلوه اي ز ابروي او تا چو ماه نو ، گوي سپهر در خم چوگان زر کشيم
حافظ نه حد ماست چنين لاف ها زدن
،
پاي از گليم خويش چرا بيشتر کشيم
تعبیر:
به آنچه که داری قناعت کن و مغرور نباش. به اندازه ی توانایی های خود زندگی کن تا زندگی خود را پریشان نکنی. با خانواده ی خود مهربان باش و از لحظات زندگی بهره ببر. آنان را با آرزوهای بی پایه و اساس خود در رنج و زحمت نینداز.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 316
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم ، ناز بنياد مکن تا نکني بنيادم مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر ، سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم زلف را حلقه مکن تا نکني دربندم ، طره را تاب مده تا ندهي بر بادم يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم ، غم اغيار مخور تا نکني ناشادم رخ برافروز که فارغ کني از برگ گلم ، قد برافراز که از سرو کني آزادم شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را ، ياد هر قوم مکن تا نروي از يادم شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه ، شور شيرين منما تا نکني فرهادم رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس ، تا به خاک در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روي
،
من از آن روز که دربند توام آزادم
تعبیر:
در هر کاری میانه روی پیشه کن و دقت عمل داشته باش. به فکر دوستان خود باش و آنان را از یاد نبر تا در روزگار تنگدستی و نیاز به کمک تو بشتابند. خود را از پند و اندرز بزرگان بی نیاز ندان و غرور و تکبر را کنار بگذار.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 324
گر چه افتاد ز زلفش گرهي در کارم ، همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم به طرب حمل مکن سرخي رويم که چو جام ، خون دل عکس برون مي دهد از رخسارم پرده مطربم از دست برون خواهد برد ، آه اگر زان که در اين پرده نباشد بارم پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب ، تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن ، از ني کلک همه قند و شکر مي بارم ديده بخت به افسانه او شد در خواب ، کو نسيمي ز عنايت که کند بيدارم چون تو را در گذر اي يار نمي يارم ديد ، با که گويم که بگويد سخني با يارم
دوش مي گفت که حافظ همه روي است و ريا
،
بجز از خاک درش با که بود بازارم
تعبیر:
امیدوار باش. سختی ها و مشکلات را تحمل کن و به هدف خود ایمان داشته باش. سختکوش و مقاوم باش. در کارها ایمان و صداقت داشته باش تا اعتماد مردم را به خود جلب کنی.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 33
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است ، چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتي که تو را هست با خدا ، کآخر دمي بپرس که ما را چه حاجت است اي پادشاه حسن خدا را بسوختيم ، آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است ارباب حاجتيم و زبان سوال نيست ، در حضرت کريم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست ، چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمير منير دوست ، اظهار احتياج خود آن جا چه حاجت است آن شد که بار منت ملاح بردمي ، گوهر چو دست داد به دريا چه حاجت است اي مدعي برو که مرا با تو کار نيست ، احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است اي عاشق گدا چو لب روح بخش يار ، مي داندت وظيفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عيان شود
،
با مدعي نزاع و محاکا چه حاجت است
تعبیر:
تا زمانی که دست نیاز به سوی متکبران دراز می کنی به مقصود نخواهی رسید. به خود متکی باش و به خداوند توکل کن تا نیاز و خواسته ی تو برآورده شود. نیازمندان را از خود نران و مغرور و بی اعتنا نباش.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 269
دلا رفيق سفر بخت نيکخواهت بس ، نسيم روضه شيراز پيک راهت بس دگر ز منزل جانان سفر مکن درويش ، که سير معنوي و کنج خانقاهت بس وگر کمين بگشايد غمي ز گوشه دل ، حريم درگه پير مغان پناهت بس به صدر مصطبه بنشين و ساغر مي نوش ، که اين قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس زيادتي مطلب کار بر خود آسان کن ، صراحي مي لعل و بتي چو ماهت بس فلک به مردم نادان دهد زمام مراد ، تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس هواي مسکن مولوف و عهد يار قديم ، ز ره روان سفرکرده عذرخواهت بس به منت دگران خو مکن که در دو جهان ، رضاي ايزد و انعام پادشاهت بس
به هيچ ورد دگر نيست حاجت اي حافظ
،
دعاي نيم شب و درس صبحگاهت بس
تعبیر:
زیاده طلبی و بلند پروازی، غیر از رنج و مصیبت، نتیجه ای ندارد. قناعت گنجی است که باید قدر آن را دانست. به خدا توکل کن و برای لذت های زودگذر زندگی، خود را اسیر و بنده دیگران نکن. هوا و هوس را از وجود خود دور کن.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 381
گر چه ما بندگان پادشهيم ، پادشاهان ملک صبحگهيم گنج در آستين و کيسه تهي ، جام گيتي نما و خاک رهيم هوشيار حضور و مست غرور ، بحر توحيد و غرقه گنهيم شاهد بخت چون کرشمه کند ، ماش آيينه رخ چو مهيم شاه بيدار بخت را هر شب ، ما نگهبان افسر و کلهيم گو غنيمت شمار صحبت ما ، که تو در خواب و ما به ديده گهيم شاه منصور واقف است که ما ، روي همت به هر کجا که نهيم دشمنان را ز خون کفن سازيم ، دوستان را قباي فتح دهيم رنگ تزوير پيش ما نبود ، شير سرخيم و افعي سيهيم
وام حافظ بگو که بازدهند
،
کرده اي اعتراف و ما گوهيم
تعبیر:
شخصی با اراده و دوستی صمیمی هستی. مراقب باش تا از حسن رفتار و از صداقت و دوستی تو سوء استفاده نشود. زندگی خوب و راحتی در پیش داری.